تکوین و پیدایش شهر بیستون (بخش سوم)
بیستون در دوران اسلام
با شروع حملات تازیان عرب به سوی ایران، منطقه [بیستون] از جمله مناطقی بود که از هجوم گسترده ی آنها در امان نماند. بعد از انقراض حکومت ساسانی و روی کار آمدن اعراب مسلمان، هرسین و [بیستون] مانند دیگر شهرهای کشور پهناور ایران اسلام را پذیرفتند و این منطقه در سال 19هجری به تصرف مسلمانان درآمد. می گویند هنگامیکه مسلمانان برای فتح نهاوند (جنگ فتح الفتوح) می رفتند از بیستون و دینور گذشتند و این منطقه را تصرف کردند عده ای دیگر معتقدندکه بعد از فتح نهاوند، دینور را فتح کردند درقرون نخستین اسلامی، شهرهای دینور و قَرمیسین (کرمانشاه ) رو به ترقی گذاشت ، و بیستون میان این دو و بر سر راه حلوان به همدان و ری و اصفهان قرار داشت .
در نیمة اول قرن چهارم ، خاندان حَسَنویه (نیز معروف به کُردان بَرزَکانی )، از معاصران آل بویه، قیام کردند و به قدرت رسیدند. شهر دینور و قلعة سَرماج ، هردو در نزدیکی بیستون ، از اقامتگاهها و مراکز قدرت آنان بود .در روستای سرماج از توابع بیستون بقایای قلعه عظیمی برجای مانده که خانه ی عده ای از روستاییان بر روی آن ساخته شده است و امروز فقط 37 متر ازدیوار ضلع جنوبی قلعه موجود است این قلعه توسط حسنویه تعمیر گردید و مدتی که سرماج به عنوان پایتخت وی بود در این قلعه زندگی می کرد حسنویه در سال 369 ه.ق در این قلعه فوت کرد و پس ازآن فرزندانش از جمله بختیار در این قلعه ماندند و زمانی نیز ابراهیم نیال سلجوقی در این قلعه بود که در محاصره برادرش طغرل قرار گرفت و بعد از مدتی مقاومت شکست خورد و قلعه نیز به دست سپاهیان طغرل تخریب گردید. دراین روستا دو قطعه سنگ به صورت کتیبه به خط کوفی متعلق به حسنویه بدست آمد که در موزه ایران اسلامی در تهران نگهداری می شود.
در آثار جغرافیایی عمدة قرن چهارم ، بیستون بارها وصف شده است . ابن رُسته (حدود اوایل قرن چهارم ) به کوه بیستون ، درة دامنة آن و چشمه ای در کنار درّه، که می تواند «پنج سنگ آسیاب رابگرداند» اشاره کرده است. به نوشتة مقدسی (متوفی 375 یا 380)، بیستون یکی از منازل میان قرمیسین و همدان است و شگفتیهایی در آنجاست ، ابودُلَف از کوه بیستون ، تصویرها و نقشها و پل عظیمی بر رودخانة گاماساب یاد کرده است . ابن حوقل (نیمة دوم قرن چهارم ) در کتاب صورة الارض مطلب مستقلی را به بیستون اختصاص داده است.
ابن فقیه ، جغرافیدان اوایل قرن پنجم ، از «بَهِسْتون » در ردیف ایوان مداین ، ستونهای قصر دزدان (آثار بنای آناهیتا در کنگاور) و منار ذات الحوافر در همدان یاد کرده است (ص 89). یاقوت حموی (متوفی 626ه.ق) فاصلة بیستون را تا همدان چهار منزل و تا قرمیسین هشت فرسنگ ذکر کرده است به گفتة او، کوههای بیستون چنان بلند است که نمی توان بر فراز آن صعود کرد. راه زائران حج از پایین همین کوه است
در حفاریهای هیأت مشترک ایران و آلمان در کنار رودخانه گاماسیاب آثاری از دوره ایلخانان مغول بدست آمد احتمالاً باقیمانده شهر سلطان آباد چمچمال می باشد این شهر به فرمان الجایتو (سلطان محمد خدابنده) از حکام ایلخانی مغول در پای کوه بیستون ساخته شد وی می خواست با ساختن این شهر مرکز کردستان را از بهار به آنجا منتقل نماید حمداله مستوفی در این مورد می گوید ((سلطان آباد چمچمال قصبه ای است از اقلیم چهارم در پای کوه بیستون افتاده است اولجایتو سلطان بن ارغون مغول ساخت جایی خوش آب و هوایی بغایت خوب حاصلش غله بیشتر باشد.)) در زمان صفویه سلطان آباد چمچمال، آباد بوده است ((شاه اسماعیل صفوی در بهار 924 ه.ق به حوالی بیستون و چمچمال جهت شکار مدتی گذراند و سپس از آنجا به قشلاق قم رفته)). در اوایل حکومت صفویه شاه اسماعیل توانست با 70 هزار لشکر، کرمانشاه وهمدان را به اشغال خود در آورد و به دنبال آن در دوره شاه عباس دوم این شهر [کرمانشاه] رو به آبادی گذاشت. علت آبادی و عمران کرمانشاه در روزگار صفویان، گذشته از نزدیکی به سرحدات و اسکان سپاه برای جلوگیری از تجاوزات احتمالی، وجود خاندان زنگنه در این نواحی بوده است. در سال 1048 ه.ق دو برادر به نامهای شاهرخ بیگ وشیخ علیخان مورد توجه دربار صفوی واقع شدند وازسوی شاه صفی، شاهرخ بیگ که میر آخور بود به حکومت سنقر، هرسین ، بیستون ، کرمانشاه و کلهر منصوب گردید و شیخ علیخان به میرآخوری سرافراز گردید این دو برادر از خوانین ثروتمند زنگنه بودند. در روزگار شاه سلیمان صفوی (1065ه.ق) شیخ علیخان زنگنه با لقب ((اعتماد الدوله)) صدر اعظم کشور شد.
از مهمترین آثار دوره اسلامی می توان به کاروانسرای بیستون ، معروف به کاروانسرای شاه عباسی نام برد که شیخ علی خان زنگنه ، در 1092ـ1096 ه.ق در روزگار شاه عباس دوم صفوی (1052ـ1077ه.ق) ساخته است و وقفنامة آن در1093 ه.ق به مهر ملامحمد باقر مجلسی ملا میرزای شروانی و آقا جمال خوانساری رسیده است. همچنین می توان به آثار پل صفوی، کتیبه شیخ علیخان زنگنه، کتیبه شاه سلیمان و بقعه امامزاده باقر (ع) اشاره نمود.
جنگ کریمخان در بیستون یا واقعه روز بیست وهفتم ذیحجه سال 1166 هجری. قمری ،کریمخان زند متوجه شد که بزودی باید از طغیان شاه سلطان حسین ثانی که میرزا مهدی استرآبادی طرفدار وی می باشد جلوگیری نماید وگرنه پادشاه جدید به کمک میرزا مهدی استرآبادی تمام ایران را اشغال خواهد کرد این بود که با یک قشون 35000 نفر به سوی کرمانشاهان براه افتاد بدون اینکه میرزا مهدیاسترآبادی از نزدیک شدن وی مستحضر گردد. کریم خان همین که جلوداران قشون شاه سلطان حسین ثانی را دید فرمان حمله صادرکرد، دو قشون دریک فرسنگی بیستون به هم برخورد کردند و میرزا مهدی استرآبادی که عقب تر از شاه سلطان حسین ثانی حرکت می کرد از بالای زمین مرتفع سواد قشون کریم خان را دید و متوحش شد. میرزا مهدی استرآبادی فهمید که تاب جنگیدن با آن قشون را ندارد و اگر به دست کریم خان بیفتد، کشته یا کور خواهد شد و از همانجا مراجعت کرد و راه کرمانشاهان را در پیش گرفت و بعد از رسیدن به آن شهر توقف نکرد و بسوی قصر شیرین براه افتاد که از آنجا به به بغداد برود. شاه سلطان حسین ثانی که هرگز میدان جنگ را ندیده بود و نمی توانست از مشاهده کریم خان زند به شماره سربازان قشون او پی ببرد. نیروی کریم خان زند قشون کوچک شاه سلطان حسین را محاصره کرد و شاه سلطان حسین تسلیم شد. بعد از تسلیم سربازان، شاه سلطان حسین ثانی راه کرمانشاهان را برروی کریم خان زند باز کرد وسپاه او وارد کرمانشاهان شد.
درزمان قاجار به سال 1268 ه.ق پس از عزل امیر کبیر و روی کارآمدن میرزا آقا خان نوری، امامقلی میرزا به عمادالدوله ملقب بودحاکم کرمانشاهان گردید وتا سال1292ه.ق دو بارحاکم کرمانشاهان شد که در این مدت از نظرعمران و آبادانی خدمات چشمگیری به این استان نمود ازجمله این خدمات بنای مسجد عمادالدوله در بازار زرگرهای کرمانشاه می باشد و دیگر ساخت عمادیه کرمانشاه و عمادیه برناج بیستون است گرچه در حال حاضر اثری از ساختمان عمادیه برناج باقی نمانده است اما ناصر الدین شاه درسفر نامه خود درسال 1287ه.ق که به سوی عتبات عالیات می رفته به قلعه برناج یا عمادیه اشاره نموده است.
شاه درخاطرات خود می نویسد: در بیستم و پنجم رجب بعد از انداختن چند عکس توسط عکاسباشی دربار، در صحنه همراه وزیرامور خارجه، شاهزاده عمادالدوله، دبیرالملک و غیره که در رکاب بودند عزم بیستون نمودند و چنین آمده است که به اول برناج رسیدیم، دره ایست به سمت مغرب واقع شده اشجارتبریزی و میوه و گل سرخ زیاد دارد، باغاتش غالباً بی دیواراست خیابانهای منظم کاشته اند، در روی تپه کوچکی عمارت و قلعه برناج واقع است، به قصر قاجار تهران خالی از شباهت نیست اما کوچکتر به همان طور به مراتب ساخته شده است، دور تپه قلعه محکم و دیواری دارد .... دو ساعت به غروب مانده وارد منزل شدیم. روز شنبه بیست و ششم رجب در برناج اطراق کردند صبح ناصرالدین شاه رخت پوشیده قبل ازسواری وزیر امور خارجه، دبیرالملک ، عماد الدوله، معتمد الدواله احضار شدند، درباره امور کرمانشاهان تصمیماتی گرفتند سپس به عزم شکار کبک به دره برناج رفتند، نهار را همان آنجا خوردند. روز یک شنبه بیست و هفتم رجب صبح به قصد دینور سوار شدند. و بیست و هفتم رجب به عزم بیستون حرکت کردند ابتدا ناصرالدین شاه با همراهان قدری صحبت کردند بعد کالسکه خواسته شد و مجدداً در نزدیکی بیستون مرکوب را تبدیل به اسب کرده و به بازدید از آثار باستانی بیستون پرداخت و به افتخار ورود شاه و همراهان بر فراز بیستون کوهروها آتش روشن کردند.
ناصرالدین شاه قاجار همچنین در روزنامه سفر1287 ه.ق خود درباره بیستون و آثارش چنین می نویسد:
((برای ملاحظه ی آثار بیستون رفتم اثرها که مشاهده شد به این تفصیل است: اول نزدیک زمین یعنی به ارتفاع چند زرع صفحه ی بزرگی از سنگ تسطیع کرده اشکال بزرگ نقش کرده بودند که حالا اثری نمانده است. در همان صفحه شیخ علیخان زنگنه وقف نامه ی دو ده را که برای کاوانسرا وقف کرده است، حجاری کرده این کاروانسرا ی بیستون را هم شیخ علیخان بنا کرده است.اسم دوده موقوفه که آن طرف رودخانه گاماسیاب از دامنه کوه ملاحظه شده بود ((قره ولی)) و ((چمبطان)) است. بالاتر از آن تقریباً20 زرع بیشتر ایوانی از سنگ بیرون آورده و اشکالی نقش کرده اند صورت داریوش است به تخت نشسته و... چشمه آبی از زیر این کوه بیرون می آید که حالا یک سنگ آب دارد. بهار البته آب زیاد خواهد داشت. کاروانسرا و دهی زیر کوه در صحرا واقع است)).
منطقة بیستون در جنگ جهانی دوم (1318ـ 1324 ش / 1939ـ 1945م) یکی از محلهای استقرار نیروهای متفقین بود. آثاری از ساختمانهایی که نیروهای نظامی در آنها مستقر بودند، هنوز برجاست .
سیّاحان خارجی بسیاری از بیستون دیدار کرده اند که برخی از مهمترین آنان عبارت اند از:
بمبودر نیمة دوم سدة یازدهم / نیمة دوم سدة هفدهم ؛ اوته ،حدود 1148/م1735. وی ظاهراً نخستین اروپایی بوده که توجه اذهان را به بیستون جلب کرده است ؛ اولیویه، در اوایل سدة سیزدهم / اواخر سدة هجدهم ؛ گاردان ، برادر ژنرال گاردان معروف ، دراوایل سدة سیزدهم / اواخر سدة هجدهم و اوایل سدة نوزدهم که نقشهای کتیبة بیستون را پیکرهای دوازده حواری مسیح می پنداشت ؛ کینیر وژوبر در اوایل سدة نوزدهم ؛ کر پورتر که در 1233/ 1818م از بیستون دیدار کرده و نقشها را به اسباط اسرائیل و اسارت آنان نسبت داده است ؛ و هنری راولینسون که در 1251ش/ 1835م کتیبة بیستون را ازلحاظ علمی و فنی بررسی کرد و در نتیجة کشفیات او بود که بیستون شهرتی جهانی یافت و توجه خاورشناسان ، ایرانشناسان و سیاحان به آن جلب شد. در1255ش/ 1839م دو سیّاح فرانسوی به نامهای فلاندن و کوست ، بازمانده هایی از ویرانه ای تاریخی را در دامنة کوه بیستون کشف کردند. این دو گمان می کردند که این آثار متعلق به شهر باستانی کامپاندا باشد. در نیمة دوم قرن سیزدهم / نوزدهم و در قرن چهاردهم / بیستم بسیاری از دانشمندان ، باستانشناسان و سیاحان خارجی از بیستون دیدار کرده و برخی از آنان شرح مطالعات یا مشاهداتشان را انتشار داده اند.
منبع: هاشمی بیستونی، محمودرضا، بررسی نقش عوامل ژئومورفولوژی در عدم رشد فیزیکی شهر بیستون، پایان نامه کارشناسی ارشد، تابستان ۱۳۸۹، دانشگاه آزاد واحد ملایر
دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری و دبیر آموزش و پرورش منطقه بیستون